مصاحبه با سیمونه مورو قبل از عزیمت به نانگا پاربات (بخش اول)
سیمونه مورو، کوه نورد نامی ایتالیا که با سه صعود زمستانی بالای هشت هزار متری برای همگان شناخته شده است، چند روز پیش برای تلاش بر روی نانگا پارات راهی پاکستان شد. اما قبل از عزیمت او به پاکستان آماندا پادون، از گزارشگران سایت اکس وب، مصاحبه ای را با این کوه نورد معروف ایتالیایی انجام داده که در ادامه تقدیم حضورتان می شود.
اکس وب: مسیر شِل (Schell route) یک مسیر طولانی بر روی یکی از مرتفع ترین جبهه های کوهستانی در جهان می باشد. آیا حادثه کشتار کوه نوردان در جبهه دایامیر باعث جنین انتخابی شده است؟
سیمونه: بله، به خاطر اینکه برنامه من این بود که به جبهه دایامیر برگردم و بر روی مسیری تلاش کنم که دو سال پیش با دنیس اوروبکو بر روی آن بودم. این مسیر (مسیر فعلی) یک مسیر جدید به شمار می رود که مسنر در سال ۲۰۰۰ بر روی آن تلاش کرده بود و منتظر کسی ست که این مسیر را تکمیل کند.
ابتدا گفته شد که جبهه دایامیر بسته شده و من هم مجبور شدم مسیر دیگه ای را انتخاب کنم. به همین خاطر من مسیر طولانی تر اما امن تر در جبهه روپال را انتخاب کردم.
مسیر شِل بدون شک طولانی ترین مسیر به شمار می رود. خبر خوب اینه که بر خلاف جبهه دایامیر در سمت غرب که در سایه قرار دارد در این جبهه در زیر نور آفتاب صعود خواهم کرد. اما بیس کمپ این جبهه درست در ارتفاع ۳،۶۰۰ متری قرار دارد و مورد ناخوشایند دیگر نیز این است که به نظر می رسد در این جبهه باد بیشتر از سمت جنوب می وزد به همین خاطر احتمالا وزش باد زیاد خواهد بود ..شاید چون هنوز مطمئن نیستم. نظرات در اینباره متفاوت هستند.
اکس وب: زمستان نانگا پاربات به سخت و بی امان بودن شهرت دارد. استراتژی شما در مسیر شِل، بخصوص در تلاش طولانی قله بعد از ارتفاع ۷،۰۰۰ متری چه خواهد بود؟
سیمونه: در این فکرم که در قلل نزدیک تر به همهوایی بپردازم. دوست ندارم به دفعات زیاد در این مسیر بالا پایین برم. نمیشه یک کوه را همانند تابستان صعود کرد چون دریچه هوایی خوب به اندازه کافی وجود نخواهد داشت و بنابراین تمامی تلاش ها و همهوایی باید در هوای بد به انجام برسند. میشه در مسیر هم همهوایی کرد و در این دوره مقداری از تجهیزات را نیز با خود بالا برد و از دریچه هوایی نادری که اتفاق می افتد استفاده کرد و اقدام به صعود کرد.
این شیوه را نی توان "شیوه آلپاین" نامید اما می توان آن را "شیوه سبک" نامید.. همانطور که این روش را در گاشربروم II نیز به کار بردیم. بنابراین برنامه ما این است که در قلل نزدیک تر همهوایی کنیم و سپس در مسیر اصلی تا ارتفاع ۷،۰۰۰ متری پیش بریم و بعد ادامه مسیر را صعود کنیم. در صعود گاشربروم II نیز تا ارتفاع ۶،۴۰۰ متری صعود کردیم و سپس مستقیما به سمت قله رفتیم. این صعود تقریبا یک صعود آلپاین به شمار می رفت.
در ضمن ما می دانیم که یک اکسپدیشن لهستانی نیز در بیس کمپ هستند و در همان مسیر تلاش خواهند کرد و احتمالا در این صعود با هم همکاری داشته باشیم چون با هم دوست هستیم. ما همدیگر رو دو سال پیش دیدیم و بعد امسال وقتی در لهستان بودم باز هم همدیگر رو ملاقات کردیم. ما رابطه بسیار خوبی با یکدیگر داریم و آنها چند روز پیش به بیس کمپ رسیده اند و به زودی همدیگر را در بیس کمپ ملاقات خواهیم کرد.
اکس وب: چطور صعود زمستانی نانگا پاربات را با گاشربروم II و یا ماکالو مقایسه می کنی؟ عوامل کلیدی موفقیت در این کوه کدام هستند؟
سیمونه: خوب ما در گاشربروم از ارتفاع ۵،۰۰۰ متری (بیس کمپ) شروع می کردیم ولی اینجا باید از ارتفاع ۳،۶۰۰ متری شروع به صعود کنیم. ما به شرایط هوایی بهتر بیشتری نیاز داریم تا در صعود موفق باشیم یا اینکه در شرایط هوایی سخت مجبور به صعود خواهیم شد.
همچنین مسیر شِل همانند تراورس کردن کوهستان می مونه، ابتدا باید در جبهه روپال صعود را شروع کنیم و سپس در ارتفاعات بالاتر به سمت جبهه دایامیر تراورس کنیم تا به قله برسیم و در مسیر بازگشت نیز باید از مسیر دایامیر فرود بیاییم و سپس به سمت جبهه روپال تراورس کنیم. این عمل نسبتا پیچیده ست. ما باید از سمت آفتابی به سمت سایه ای بریم و برعکس. در بخش بالایی نیز صعود از لحاظ فنی سخت تر است. صعود در مقایسه با گاشربروم سخت تر خواهد بود. در مقایسه گاشربروم II، نانگا ۱۰۰ متر مرتفع تر است و مهم تر این است که در نانگا ۱،۵۰۰ متر مسیر عمودی بیشتر داریم.
اکس وب: اولین صعود یولی استک بعد از افتضاح اورست (دعوای شرپاها) سر و صدای زیادی کرد. آیا فکر میکنی حوادث بهار بر روی صعود نانگا تاثیر خواهد گذاشت؟
سیمونه: نه نه نه ... قطعا نه. فکر نمی کنم آن حادثه تاثیری بر روی ذهن و اندام هایم داشته باشد. آن حادثه چند روز بعدش فراموش شد. دقیقا برای من سه روز طول کشید، وقتی آنها ما رو مجبور به ترک منطقه کردند من پریدم تو هلیکوپترم و به تو بیس کمپ نشستم. من بدون هیچ ترسی بین چادرها حرکت می کردم، یا احمق هستم یا اینکه خیلی زود به مشکلاتم غلبه می کنم.
بنابراین حوادث یاد شده هیچ تاثیر روانی بر روی من نداشته تا باعث ایجاد انگیزه اضافی در من شده تا بخواهم به خاطر نشون دادن چیزی به کسی به نانگا صعود کنم. بزرگترین خطر اینه که سعی کنم با این صعود چیزی رو به رخ کسی بکشم. اگر سعی کنم چیزی به کسی ثابت کنم معنیش اینه که من به آن شخص اهمیت و توجه زیادی می دهم. من تا بحال کاری نکردم که چیزی رو به رخ کسی بکشم مخصوصا در صعودهای زمستانی که میزان موفقیت تنها ۱۵درصد می باشد.
کاری که کردم دیگر تموم شده و اکنون بعد از پنج شش اکسپدیشن مردم منو دوست دارند و این دوست داشتن ادامه داره. آنهایی که از من متنفر هستند در صورتی که به قله نانگا هم برسم از من متنفر خواهند بود. پس چیزی که من میخوام یک تجربه خوبه و با چیزی که اتفاق افتاده تحت تاثیر قرار نگرفته ام.
من به نپال و به اورست بازخواهم گشت. هیچ کس درباره آن حرفی نمی زند و اگه باشه خیلی جزئیه و دولت نپال نیز این شانس رو به ما داده تا دوباره به اورست برگردیم و صعود کنیم. آنها به من یک مجوز تمدیدی صعود داده اند. وقتی گفتم که درخواست یک مجوز تمدیدی صعود خواهم کرد همه گفتند که با فشار شرپاها و افکار عمومی نمی تونی این مجوز رو بگیری اما کار شجاعانه دولت نپال احترام من رو نسبت به آنها افزایش داد.
دولت نپال مجوز تمدیدی صعود را برای سال ۲۰۱۵ به شکل رایگان در اختیار من گذاشتند و به این ترتیب یک سال آرام را خواهیم داشت که از لحاظ راهبردی کار هوشمندانه ای ست. سال ۲۰۱۵ من به اورست بازخواهم گشت و شاید هنوز یکی که از دست من عصبانیه منتظرم باشه ولی مطمئنم زیاد نیستند. امسال نیز من آنجا خواهم بود اما با هلی کوپتر پرواز خواهم کرد و فکر می کنم که خیلی عاقلانه باشه من رو به عنوان یک دوست بپذیرند تا یک دشمن. آنها ممکنه هر لحظه به دردسر بیافتند و باید گفت که تعداد زیادی نیستند که بتونن به آنها کمک کنند.